تبليغاتX
نبودن بی تو -
همیشه از اینکه کسی رو سورپرایز کنم خوشم میومد..مثه امروز...
حالا قضیه چیه؟ توی خونه 12 متری بابلم نشسته بودم که خبر رسید تا روز ِ 3شنبه هفته آینده کلاسی برگزار نمیشه! از طرفی فکر ِ جیب ِ خالی هم کمی آزرده مان کرده بود پدر سوخته.. از طرفی دیگر باز خبر رسید پول مورد نیاز در حسابت است..از عالم غیب ندائی رسید که هی..! پاشو مایه رو بردار و جیم بزن تهرون!! خلاصه اینکه به کسی نگفتیم و عازم شدیم به سمت ولایت خودمان و در راه به این فکر میکردیم که الانه که برسیم اونجا همه کلی ذوق میکنند و جامه ز ِ تن میدرند از شوق دیدن ما..لابد! اما از این خبرها نبود و نشد...درب ِ منزل را که باز نمودیم به جز عده قلیلی مگس و شاید هم شپش کسی را برای استقبال ندیدیم و از این رو ضایع شدیم رفت.

+ فکر سورپرایز را از سر ِ مبارک بیرون کردیم رفت!!
+ پیپ هم دود ِ خوبی ست برای گاه ِ تنهائی..اهالی ِ عمل دریابند.
+ خوش آمدیم به تهران ِ خودمان.!!
+ نوشته شده در ساعت 21:42 توسط محمد |