اون با یه مرد غریبه توی یک خونه دور یا شایدم نزدیک..خوابیده...
و امشب چوپان غصه ما پشت گوشیه تلفن داره توی گوشمان ور ور و زر زر میکنه...
مراقب گوسفندت باش چوپون جان یا چوپان جون!!
---------
من یک موجود فوق العاده حسود هستم که البته حسادتم موجب رنجش نمی شود..اوه من یه جنتلمن هستم..متشکرم
اوج یک محقق اونجائیه که حتی بعد از مرگ هم دست از سر علم بر نداره و ادامه بده..و همچنان ادامه بده...
تصور کن حتی توی جهنم هم بی خیال نشه و بخواد دمای اونجا رو هم اندازه بگیره!!
تصور کن شیری رو که دچار خود کم بینی شده!
. . . آه و چرا آه! و چرا در فقس هیچکسی شیر نیست
* اما توو یخچال همه پیدا میشه!!
-- هفته پیش یه کامیون توریست! اومده بودن اینجا...چون اونا این گربه رو نوازش کردن و اون شیر رو اصلا تحویل نگرفتن..حالا این بدبخت احساس خود کم بینی میکنه!!!
**و این روزها..همان روزهاییست که هیچوخت نباید می آمد..حالا که اومده میشه زودتر شرش رو کم کنه..ممنون میشم
بابا من منتظرم...چرا هیچکی حالیش نیست(منتظر یه روز...)